2 سال پیش
اشتراک گذاری
ریشه یابی البسه اقوام ایرانی

ریشه یابی البسه اقوام ایرانی

«پوشاک» یکی از بارزترین سمبل های فرهنگی، مهم ترین و مشخص ترین مظاهر قومی و سریع الانتقال ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تاثیر پدیده های فرهنگ پذیری در بین جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد، تاجائیکه حتی عده ای معتقدند; استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و می توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آن ها را نیز دچار گرگونی نمود و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد. گروه های متفاوت انسانی که در مناطق مختلف ایران زندگی می کنند و هر کدام دارای ویژگی های قومی برجسته ای هستند و تحت عوامل گوناگون، از جمله اکولوژی منطقه، تن پوش ویژه ای به تن دارند که در همان نگاه اول می تواند قومیت، حوزه زندگی، زبان و سایر مشخصات فرهنگی و حتی مذهب و اشتغالات اصلی زندگی آنان را در ذهن بیننده تداعی کند. شناخته شده ترین این اقوام عباتند از آذربایجانی، بلوچی، بختیاری، ترکمن ها و قزاق ها، خراسانی ها، قشقایی ها، کردها، گیلانی ها، لرها، مازندرانی ها، جنوبی ها و...، ضمنا همانطور که گفته شده پوشاک در هر منطقه ای زمینه بسیار مناسبی برای تاثیر و تاثر فرهنگی به حساب می آید. مثلا پوشاک زنان جنوب ایران که به پوشاک «بندری» معروف است متاثر از پوشش ساکنان کشورهای همجوار و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس است، زیرا مردم ناحیه جنوب ایران از دیرباز تاکنون ارتباطات دریایی با مردم کشورهای همجوار داشته لذا پوشاک زنان و منطقه تا حد زیادی متاثر از نشانه های فرهنگی اقوام و ملل همجوار است، حتی نشانه هایی از پوشاک زنان هند و پاکستان را نیز در لباس زنان این منطقه می توان مشاهده کرد و بازمانده نشانه ای از ابتکار زنان پرتقالی را برای ممانعت از سوختن صورت و نوک بینی در اثر تابش شدید نور آفتاب در پوشش زنان بندری می توان ملاحظه کرد. اقوام ایرانی در درجه اول به کارایی لباس و اصول اعتقادی خود در پوشش پایبند بوده که آن را مطابق با شرایط آب و هوایی و اقلیمی خود انتخاب می کنند. در این مورد جنس لباس و رنگبندی آن نمایانگر این مسئله می باشد و سپس از هنرها و ذوق های دستی بانوان هر قوم برای تزئین روی لباس ها استفاده می کنند.
این تزئینات شامل رودوزی، سوزن دوزی، پولک دوزی و سایر شیوه های تزئینی می باشد که در هر قوم با نقوش خاص آن منطقه متداول می باشد. لازم به ذکر است که منظور از پوشاک اقوام صرفا لباس های آن ها نمی باشد بلکه این پوشاک شامل کفش، کلاه، سربند، شال، شال کمر، ردا، بالاپوش، جلیقه، لچک، زیورآلات و جواهرات و سایر متعلقات می باشد که در جای خود در ارتباط با هر قومی بررسی می گردد و جالب اینکه با توجه به تنوع اجزا» لباس در تمامی آن ها مسئله راحتی استفاده کردن از آن ها نیز مورد توجه بوده است و مردمان هر ناحیه با توجه به زیاد بودن تکه های لباس در پوشیدن و استفاده کردن آن دچار مشکل نمی شوند. نکته دیگری در مورد «پوشاک» اینکه; بسیاری از پژوهشگران و باستان شناسانی که به دنبال راهی برای دستیابی به شناخت فرهنگ و تمدن یک جامعه بوده اند معتقدند; شناخت فرهنگ یک جامعه بدون شناخت و بررسی لباس های سنتی اقوام آن امکان پذیر نمی باشد. چراکه با شناخت پوشاک یک قوم می توان شیوه زنذگی، شرایط اقلیمی و اعتقادات و آداب و رسوم، گرایش های مذهبی، سیاسی و شرایط اقتصادی یک جامعه را شناخت.
عوامل موثر در شکل گیری
● پوشاک اقوام
▪ مذهب:
اکثریت مردم شهرها، روستاها و عشایر ایران معتقد به دین مبین اسلام بوده و به ارزش آن سخت پای بند هستند بطوری که هر یک از آحاد جامعه، کلیه اعمال و رفتارهای فردی و اجتماعی و حتی ظواهر خود از جمله «پوشاک» را با آن موازین هماهنگ می کنند. خط مشی و دستورات اسلام در مورد پوشاک افراد و بخصوص جامعه نسوان کاملا مشخص است و لباس زنان پوشیده و بلند است تا حدی که به پشت پایشان می رسد. پیراهن آنان با دگمه تا یقه بسته می شود. عموما آندسته از زنان ایرانی که در جوامع کوچک و بصورت سنتی زندگی می کنند به جای روسری یا مقنعه از سربند یا لچک برای پوشش موهای سر استفاده می کنند. همچنین لباس ها گشاد و راحت است و از پارچه های ضخیم دوخته می شود. روی پوشاک زنان معمولا زیورها و پیرایه هایی نیز بسته می شود.
▪ شرایط و عوامل طبیعی:
عمده ترین جنبه کاربری پوشاک، علاوه بر بعد مذهبی و پوششی آن، حفاظت تن در مقابل عوارض آب و هوائی و نیز خطرات و ضربه ها و تماس های ناشی از فعالیت های روزمره است. لذا لباس های سنتی در قالب کاربردی آن ها عمدتا ساده و بی پیرایه هستند و فقط به جنبه کاربردی آن ها توجه می شود. مثلا مردم مناطق کوهستانی، از پتاوه استفاده می کنند تا پا را از خطر نیش گزندگان، ضربه سنگ ها، پیچ خوردگی و... مصون سازند یا چوپان ها به این دلیل پستک(نمدین) با خود به کوهستان می برند تا در مقابل باد و باران و برف و سرما و حتی تابش شدید نور خورشید خود را محافظت نمایند. ضمنا جنس و نوع پارچه بکار رفته در پوشاک و حتی تعداد آن ها در هر منطقه ای با شرایط و عوامل طبیعی مطابقت دارد، بطوری که در هر فصلی از سال پوشاک ویژه ای مورد استفاده قرار می گیرد و اساسا بلندی و کوتاهی لباس و رنگ آن ها در ارتباط مستقیم با نوع آب و هوای هر منطقه می باشد. مثلا شلوار مرد بلوچ بلند و گشاد و به رنگ روشن است تا مانع نفوذ گرمای تابستان به بدن شود. در مناطق کوهستانی نیز که هوا سرد و متغیر است، برای محافظت از سرما از پوشاک پشمی استفاده می کنند اگرچه به مقتضای هر فصل به تعداد پوشاک افزوده و یا کاسته می شود. در کوهستان های سرسبز شمال و مزارع چای زنان غالبا رنگ لباس خود را طوری انتخاب می کنند که تضاد شدیدی با رنگ محیط داشته باشد تا از فاصله دور هم در معرض دید خانواده باشند. همین امر در مورد زنان ساکن کوهستان های خشک نیز صادق است و رنگ پوشاک زنان تضاد شدیدی با رنگ مسلط محیط دارد.
▪ شیوه معیشت فعالیت های غیرزارعی:
معیشت مسلط جامعه دو نوع تاثیر کاربردی روی پوشاک ساکنان هر منطقه دارد. اولا بیشتر مواد اولیه ای که در پوشاک بومی و سنتی منطقه بکار می رود، از تولیدات محلی تامین می شود، ثانیا نوع فعالیت مردم، پوشاک های ویژه ای را اقتضا» می نماید، لذا معیشت هم در کیفیت پوشاک مردم تاثیر می گذارد و هم در شکل ظاهری و در تعداد قطعات آن موثر واقع می شود. بنابراین مردمی که معیشت مسلط آن ها دامداری است، مواد اولی و اصلی پوشاک آن ها را پشم تشکیل می دهد. ضمنا گشاد یا چسبان بودن لباس و ضخیم یا نازک بودن آن هم با شیوه معیشت مسلط هر منطقه تناسب دارد. مثلا دامداران معمولا جوراب های پشمی ضخیم، شلوار و کلاه پشمی و کفش های محکم پوستی می پوشند. در گذشته نه چندان دور کلیه پوشاک مردم در محل تولید و استفاده می شد به جز آن دسته از افراد که به علت رفت و آمد زیاد به شهر و تاثیرپذیری از فرهنگ شهرنشینی،ترجیحا بعضی از پوشاک مثل کلاه یا کفش و یا شال را از سایر مناطق تهیه می کردند. کیفیت پوشاک مردان و مواد آن ها غالبا در ارتباط با نوع معیشت و حاصل از آن است، ولی در مورد پوشاک زنان معمولا چنین نیست و بخشی از درآمد خانواده همیشه صرف خریدن پارچه برای پوشاک زنان می شده است، همین موضوع نیز عاملی ابتدایی برای ایجاد ارتباط بین گروه های قومی منزوی با مراکز اقتصادی و تجاری نزدیک آن بوده است.
▪ منزلت های اجتماعی:
هماهنگونه که تنوع پوشاک مناطق گوناگون به منزله علامت و نشانه خاص برای معرفی اقوام مختلف است، جنس، رنگ و شکل لباس و زیورها و ضمائم آن هم به پوشنده لباس منزلت اجتماعی ویژه ای می بخشد. زیورآلات زنان در گذشته بجز جنبه های نمایش و زیبایی، دلایل اقتصادی و مالی نیز در پس انداز خانواده داشته است. زن در کلیه گروه های قومی و جوامع انسانی موجود در ایران یکی از محارم است و از یک مصونیت اجتماعی ویژه برخوردار می باشد، لذا در کشمکش های قومی و قبیله ای از هر آسیبی در امان بوده است. بنابراین زیورهای زنان به ویژه در گذشته پشتوانه اقتصادی هر خانواده به حساب می آمد، زیرا همه اموال منقول و غیرمنقول می توانست به تاراج برود، جز زیورآلات که توسط زنان استفاده و حمل می شد و این به خاطر همان احترام و قداستی بود که زنان داشتند، بنابراین مرد خانواده ترجیح می داد که بیشترین پس انداز خود را تبدیل به زیورهای گران قیمت نموده و به زن خود هدیه نماید. در واقع به یک کرشمه دو کار انجام می دهد و علاوه بر جنبه های محکم اقتصادی در کسب وجهه بقیه نقش داشته است. کسب منزلت اجتماعی از طریق پوشاک در بین مردان نیز وجود دارد، ضمن اینکه هر قطعه ای پوشاک ممکن است بیانگر قشر و طبقه و رفاه و تحول خاصی باشد، می تواند بیانگر میزان دانش، سفر، سیاحت و زیارت نیر به حساب آید. حاجی های ترکمن عمامه ای به رنگ زرد می بندند، اشخاص مسن و متقی، عبا بر دوش می اندازند و تشخص خود را به این صورت نمایان می سازند. مداحان حضرت علی(ع) کلاه سبز مخروطی بر سر می گذارند. خوانین شال را زیر چوقای می بندند. یا اینکه کلاه بلند خسروی، مخصوص خوانین می شود و کلاه کوتاه مخروطی به رنگ قهوه ای مخصوص فقیران و کارگران می باشد.


اشتراک گذاری